فال قهوه
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ ساعت 21:49 توسط sam/sep
|
یادته بارون میومد
زیر یه چتر قدیمی
همه از بارون فراری
ما زیر بارون میدویدیم
گفتی موندنی ترین روز
همینه که با تو هستم
واسه لمس داشتن تو
از کسی نمیترسم
دو تا پاییزه گذشته
زیر بارون با تن خیس
سوی تنهایی میمیرم
شونه های هیچ کسی نیست
حالا تا بارون میگیره
حس برگارو میدونم
دیگه چترو دوست ندارم
زیر بارون نمیمونم
برای مشاهده ی سایر عکسها به ادامه مطلب بروید